سيد حسن مير جهانى طباطبائى
594
جنة العاصمة ( فارسي )
خاك ماليدن مخصوصى . مصدر قائممقام عامل محذوف شده . لعمر إلهك : شرح آن گذشت رجوع به آن شود . فما لكم كيف تحكمون : كلمه « ما » در محل رفع است بنابر ابتدائيّت و « لكم » خبر آن است . و كيف : محلّا منصوب است بنابر حاليّت و « تحكمون » عامل آن است . لقحت : ضمير فاعل راجع است به ناقه كنايه است از خلافت غصب شده دلالت دارد به قرائن لفظ و حال يا اعمال بد ايشان كه از جملهء آنها غصب خلافت است . فنظرة : منصوب است بنابر مصدريّت يعنى انتظار بكشيد انتظار كشيدنى . و احتمال دارد كه مرفوع باشد بنابر ابتدائيّت يعنى « فلكم نظرة » يا خبر است و تقدير آن اين است « عند اللّه تعالى نظرة » و تنوين آن براى تقليل است يعنى « نظرة قليلة » . ريثما : ريث منصوب است بنابر ظرفيّت يعنى انتظار بكشيد در اين قدر از زمان . ثم احتلبوا : به صيغهء امر عطف است بر محذوف يعنى : انتظروا في كذا ثم احتلبوا . ملأ القعب يا طلاع القعب : منصوب است بنابر اينكه مفعول به باشد براى احتلبوا و اصل آن اين است : احتلبوا مقدار ملأ القعب كه مضاف حذف شده و مضاف اليه قائممقام آن است . و دما : منصوب است بنابر تميز . ويحهم : اعراب آن قبلا در شرح « ويحهم أنّى زعزعوها » گذشت و اين كلمه در مقام تعجّب است و منادى است به حذف حرف ندا يعنى : يا ويحهم .